یه عاشق

من و غم

 

به غم گفتم برو گم شو عشقم برگشته پیش من

اما اون خندید و گفت بر میگردی پیش من

گفتم عشقم نمیذاره  اون منو خیلی دوست داره

اما اون گفت مراقب باش تنهات نذاره

گفتم به عشقم میگما میگم که غم دست از سرم بر نمیداره

بهش میگم چون میدونم اون میدونه چطوری تو رو از سر راهم برداره

غم جوابم را داد:

گفت اگه تنهات گذاشت بر نگردی پیش من

دیگه نگی غمگینم خدا خودت برس به داد من

من از پیشت میرم ولی اگه تنها شدی باید بمیری

چون دیگه منم نیستم تا با وجودم گریه هاتو از سر بگیری

گفتم وقتی تنهامیشم وقتی ازش جدا میشم

که دیگه زنده نباشم تنمو به خاک سپرده باشم

این شعر نا قابل رو به تنها روشنایی قلبم تقدیم میکنم امیدوارم مورد پسندش باشه


Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


نباید کسی را دوست داشته باشی...نباید چیزی را....!




اگر می خواهی تقدیرات وتحمیلات تو برایت آسان باشد؛بهتر است:




دردنیا بی طرف باشی،عاشق نشوی خدایی باشی...




آیاهمچین چیزی امکان دارد؟




باورمی کنی با خدا باش ازهمه ی غم هارها.....!




اگرباخداباشی، اگرشایدکسی تورادردنیانفهمید،ولی حداقل




شایددرتشیع جنازه ات تورابدرقه ات کند.




تنهابدرقه ای که همه برایت گریه می کنندو




حداقل برای لحظاتی نیز شاید تنها نباشی..!!!
××××××
اگه روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم.بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند.چشمانم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم. و آخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم

پیوندهای روزانه

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ